مرتضى راوندى
165
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
1 . اسير را بكشد ، 2 . اسير را بردهء خود كند ، 3 . اسير را با ( و يا بدون ) گرفتن پول آزاد سازد . اگر اسير در طى اسارت مسلمان مىشد حكم قتل از او ساقط مىگشت ولى دو حكم ديگر باقى مىماند . « 67 » صاحبان برده گاه بردهء خود را در نتيجهء مسلمانى و پرهيزگارى آزاد مىكردند . هركس سوگند دروغ مىخورد يك بنده آزاد مىكرد ، هركس نذرش ادا مىشد بنده آزاد مىكرد . و گاه براى رضاى خدا ، بندهاى را آزاد مىكردند . گاه بندگانى را كه در جنگها شجاعانه مىجنگيدند ، آزاد مىكردند . پيغمبر و پيروان او گاه براى تضعيف دشمن اعلام مىكردند ، بندگانى كه به طرف ما بيايند آزاد مىشوند و با اين تدبير عده از بردگان را از قشون خصم خارج مى - كردند . پيغمبر مردم را به رعايت حال بردگان تشويق فرمود . بيشتر بردگان از يهوديان ، مسيحيان ، صابيان ، سامريان و زردشتيان و غيره بودند . اگر كسانشان آنها را مىخريدند ، آزاد مىشدند و الا يا آنها را مىفروختند و يا آنها را به كارهاى گوناگون مىگماشتند . بهاى بردگان برحسب هنر و لياقتى كه داشتند فرق مىكرد . وضع موالى « بردگانى كه پس از اسيرى اسلام مىآوردند غالبا آزاد مىشدند ولى به نام مولى تحت حمايت صاحبان اوليهء خود مىماندند و چون به موجب قانون اسلام مسلمان بنده نمىشود ، لذا اين نوع بندگان آزاد شده بين بندگى و آزادى وضع مخصوصى پيدا مىكردند . تدريجا موالى يك طبقهء مخصوصى شدند و اهميت و نفوذ بسيارى پيدا كردند . » « 68 » غالبا موالى جزو اهل بيت مخدوم خود به شمار مىرفتند و مورد محبت بودند و گاه به مقامات مهم مىرسيدند . بعضى از موالى پس از كسب علم و دانش در شمار فضلا و دانشمندان در مىآمدند و كتب و آثارى از خود به يادگار مىگذاشتند . با اين حال اعراب كه از دورهء بنى اميه راه فساد پيش گرفته بودند ، خود را از موالى برتر مىشمردند و خطاب به آنان مىگفتند : « نهتنها ما شما را از بردگى و اسارت آزاد كرديم بلكه از پليدى كفر و شرك نجات داده مسلمان نموديم ، و همين كافى است كه از شما برتر باشيم . ما شما را با شمشير سعادتمند ساختيم و با زنجير به بهشت كشانيديم . . . خدا ما را مأمور كرده تا خود را براى راهنمايى شما به كشتن دهيم و شما را اسير كرده آزاد سازيم . عربها از اقتداء در نماز به موالى اكراه داشتند . . . موالى را با كنيه صدا نمىكردند ، در يك صف با آنان حركت نمى - كردند و به موالى اجازه نمىدادند كه بر جنازهء عرب نماز بگذارند . » « 69 » قيام موالى « اكثريت موالى از وضع اجتماعى و اقتصادى خود سخت ناراضى بودند ؛ چه سران بنى اميه آنان را با پاى پياده و شكم گرسنه به ميدان جنگ مىكشيدند و سهمى و حقى به آنان نمىدادند و از اهانت و آزار به آنان دريغ نمىداشتند . به همين علت ، موالى سر به شورش برداشتند و منتظر فرصت بودند تا از بنى اميه
--> ( 67 ) . همان ، ج 4 ، ص 51 به بعد . ( 68 ) . همان ، ص 55 . ( 69 ) . همان ، ص 71 .